المحقق النراقي
488
خزائن ( فارسى )
هنوز اثر انس باقى است اگر چه به عقل خود نيز نداند كه وقتى در آن عالم بوده اما چون مخبر صادق خبر دهد اثر آن صدق و اثر آن أنس به يكديگر پيوندند و نظر مهم ولايتگرى دست در گردن يكديگر كرده قلب را به اقرار آورند و بعضى را چنان پرده از پيش بردارند كه همه راهها و منازلى كه عبور كرده مشاهده كند . در تعلّق روح به قالب * نكتة : در بيان فائده تعلّق روح به قالب « و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون » أى « إلا ليعرفون » همچنان كه در حديث قدسى است « و خلقت الخلق لكى أعرف » . تعبير از لازم به ملزوم شده به جهت تنبيه به اينكه معرفت به عبادت حاصل مىشود نه به بحث و جدل و نظر و مراد كمال معرفت است چه فىالجمله معرفت هم قبل از اين تعلق به قالب داشت پس مصداق « الدنيا مزرعة الآخرة » در زيادتى است بدون زيادتى همان است كه بود و ليكن زمين دنيا قابليت تنميه دارد و لكن به قدر تربيت مىدهدبعضى را ده مىدهد « من جاء بالحسنة فله عشرأمثالها » . بعضى را هفتصد « كمثل حبة أنبتت سبع سنابل فى كل سنبلة مائة حبة » . بعضى را مضاعف « واللّه يضاعف لمن يشاء » . بعضى از حساب بيرون « إنما يوفى الصابرون أجرهم به غير حساب » . و بعضى از اين افزونتر « أعددت لعبادى الصالحين ما لاعين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » و بعضى بيشتر « و ما تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة أعين » تخم روح چون دانهء زردآلو است چون كاشتند اگر چه همان دانه مىدهد اما يك دانه هزار دانه مىشود و شكوفه مىدهد نافع به بوى خود است و سبزه كه نافع چشم است و شاخ و ساق كه عصا و نعلين و هيزم مىشود و ميوه زرد آلو كه جزء بدن مىشود و غوره و خشك آن و ترش آن همه نفع مىبخشد .